امیرکبیر، مردی که با شجاعت و تدبیر، ایران قاجار را به سوی استقلال و توسعه هدایت کرد؛ زندگی و اقدامات او دریچهای به تاریخ تحول ایران مدرن است.
امیرکبیر یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ ایران و نماد اصلاحات و تدبیر در دوره قاجار بود. او با اندیشهای نوین، اصلاحات گستردهای در سیاست، اقتصاد، آموزش و صنعت انجام داد و تلاش کرد ایران را به سمت استقلال و توسعه سوق دهد. زندگی او سرشار از اقدامات شجاعانه، خدمات ارزشمند و مبارزه با فساد و سنتهای ناکارآمد بود. بررسی زندگی امیرکبیر، تصویری روشن از نقش او در شکلدهی ایران مدرن ارائه میدهد.
در این بخش از نمابان و به نقل از ستاره، زندگینامه امیر کبیر به طور خلاصه آورده شده تا با این چهره برجسته تاریخ سلسله قاجار و اقدامات او، بیشتر آشنا شوید.
عزل امیر کبیر
نگرانی شاه از محبوبیت امیرکبیر
دخالت میرزا آقاخان نوری و سفیر روس
تبعید و صدور فرمان قتل
قتل امیر کبیر
آرامگاه امیر کبیر
چهره امیرکبیر در سینما و تلویزیون ایران
میرزا محمدتقی خان فراهانی ملقب به امیر کبیر سال ۱۱۸۶ در روستای هزاوه اراک متولد شد. او که صدر اعظم ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود، بهخاطر اقداماتی، چون تاسیس مدارس دارالفنون و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه و اصلاحات مالی، اجتماعی و امور خارجی، یکی از شخصیتهای الهامبخش معروف در تاریخ ایران است. امیرکبیر که بهواسطه شغل پدرش میان خانواده سلطنتی رشد کرد، وطن دوستی و استقلال طلبی را از عباس میرزا (شاهزاده اصلاح طلب ایرانی) و دو وزیر بلند آوازهاش یعنی قائم مقام و پسرش میرزاابولقاسم قائم مقام آموخت.
در ادامه عکس واقعی امیر کبیر را مشاهده میکنید.

امیرکبیر در طول زندگی خود دو بار ازدواج کرد؛ اولین همسر امیر کبیر دخترعمویش «جانجان خانم» بود. میرزا محمدتقی خان فراهانی در در زمان صدارتش از همسر اول خود جدا شد و به خواست ناصرالدین شاه، با تنها خواهر ناتنی وی به نام ملکزاده خانم شانزده ساله ملقب به عزتالدوله که فرزند محمد شاه و همسرش مهد علیا بود، ازدواج کرد.
نامهای از امیر به ناصرالدین شاه یافت شده که در آن نوشته است:
از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمیخواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم.
بسیاری از کاربران عکس واقعی امیر کبیر و همسرش را جستوجو میکنند که در این مورد باید بگوییم تنها عکسی که از همسران امیر کبیر یافت شده، منتسب به همسر اول او ملک زاده خانم است که در ادامه میبینید.

امیر کبیر از ازدواج اول خود صاحب سه فرزند شد. یک پسر به نام میرزا احمد خان ساعد الملک مشهور به «امیرزاده» که با منورالسلطنه دختر فرمانفرمای بزرگ ازدواج کرد و دو دختر که نام یکی از آنها سلطانه ثبت شده است. همچنین حاصل ازدواج امیر کبیر و همسر دومش نیز دو دختر به نامهای تاج الملوک خانم و همدم الملوک بود.
پدر امیر کبیر یعنی کربلایی محمد قربان آشپز قائم مقام فراهانی (صدر اعظم محمدشاه قاجار) بود که این موضوع باعث شد میرزا محمدتقی در میان خاندان قائم مقام رشد کند و چیزهای بسیاری بیاموزد. مادر امیر کبیر نیز فاطمه سلطان نام داشت.

میرزا محمدتقیخان بهدلیل استعداد و هوش بالا، بهسرعت در نویسندگی، ادب و سیاست پیشرفت کرد و تواناییهای او باعث شد توجه قائممقام را جلب کند و مسیر پیشرفتش هموار شود.
در ادامه، فعالیتهای مهم امیرکبیر در جوانی که به اولین موفقیتهای سیاسی وی انجامید را میخوانید:
پس از درگذشت محمدشاه در سال ۱۲۲۷، میرزا محمدتقیخان نقش مهمی در فراهم کردن شرایط سفر ناصرالدین میرزا به تهران داشت. او با قرض گرفتن ۳۰ هزار تومان از بازاریان تبریز و همراه کردن حدود ۳۰ هزار سرباز، حرکت بهسوی تهران را سامان داد.
در این دوره حساس، توانایی میرزا تقیخان در سازماندهی و فرماندهی سپاه باعث شد ناصرالدین شاه لقب «امیر نظام» را به او بدهد. سرانجام ناصرالدین شاه در ۲۸ مهر ۱۲۲۷ در تهران تاجگذاری کرد و با وجود توطئههای درباریان، همان شب امیرنظام را به بالاترین مقام کشوری، یعنی «اتابک اعظم»، منصوب کرد.
دستخط شاه به امیر چنین بود:
ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق افتد میدانیم همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم، کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دست خط را نوشتیم.
از آن به بعد در واقع امیر شخص اول مملکت و مسئول امور کشوری و لشکری شد. امیرکبیر با وجود مشکلات و هرج و مرج بسیاری که در مملکت وجود داشت با پشتکاری شگفت انگیز دست به اصلاحات زد و به موفقیتهای چشمگیری نیز دست پیدا کرد.
امیرکبیر در دوران صدارت خود اصلاحات موثری انجام داد که در تاریخ ثبت گردیده و در ادامه تعدادی از مهمترین این اقدامات را شرح دادهایم.

مدرسه دارالفنون در دوران صدارت امیرکبیر و در هفت رشته تأسیس شد. این مدرسه نخستین مرکز آموزشی نوین در ایران بود که در آن علوم جدید، از جمله مهندسی، پزشکی و فنون مختلف، به جوانان آموزش داده میشد. بسیاری از معلمان دارالفنون از کشورهای اروپایی، بهویژه اتریش، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا، به ایران دعوت شده بودند.
امیرکبیر همچنین دستور ترجمه کتابهای علمی اروپایی را صادر کرد که نقش مهمی در گسترش دانش و فرهنگ نوین در ایران داشت.
در سومین سال سلطنت ناصرالدین شاه، در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی)، نخستین شماره روزنامه «وقایع اتفاقیه» به ابتکار امیرکبیر منتشر شد. امیرکبیر دستور داد همه کارمندان دولتی که بیش از ۲۰۰ تومان حقوق میگرفتند، موظف به اشتراک این روزنامه باشند.
در «وقایع اتفاقیه» اخبار داخلی مانند رویدادهای دربار، عزل و نصبها، اعطای مقامها، نشانها و امتیازات منتشر میشد. برخی شمارهها به اخبار شهرهای مختلف ایران اختصاص داشت و بخشی نیز به اخبار خارجی، بهویژه رویدادهای کشورهای اروپایی، میپرداخت. این روزنامه همچنین بخشی برای حوادث داشت.
نکته قابل توجه این است که کمتر از یک سال پس از انتشار نخستین شماره، خبر نادرستی درباره مرگ امیرکبیر در همین روزنامه چاپ شد.
امیرکبیر همچنین با تشکیل هیئتی از مترجمان زبانهای مختلف، زمینه آشنایی ایرانیان با روزنامههای خارجی را فراهم کرد که نقش مهمی در گسترش دانش و فرهنگ نوین داشت.
امیرکبیر تشکیلات اداری کشور را اصلاح کرد و به خرید و فروش حکومتها و ولایات پایان داد. او با حمایت از طبقه دهقان، آنان را از ظلم و ستمهای گذشته رها ساخت و اصول مالیاتی کشور را تغییر داد. همچنین خزانه دولت را ساماندهی کرد و با کاهش حقوق و مستمریهای سنگین شاهزادگان، درباریان، دیوانیان و برخی روحانیون، هزینههای اضافی را کاهش داد؛ اقدامی که هرچند به بهبود وضعیت مالی کشور انجامید، اما خشم و دشمنی این گروهها را برانگیخت و در نهایت به دسیسهچینی و قتل او انجامید. امیرکبیر با افزایش درآمدهای دولت، تعادل میان دخل و خرج کشور را برقرار کرد.
امیرکبیر کارخانههای صنعتی و کارگاههای پارچهبافی در کشور تأسیس کرد و چند نفر از اهل فن را به روسیه فرستاد تا فنون غربی را بیاموزند و از صنعت ملی حمایت کند. او به استخراج معادن پرداخت و برای پنج سال آنها را از پرداخت مالیات معاف نمود. در این مسیر، استادان معدنشناسی را استخدام کرد و مجمعالصنایع را برای تولید و معرفی مصنوعات ایران بنیان گذاشت. اقدامات او باعث شد صنعت ایران تا حدی رونق یابد که محصولات ایرانی به نمایشگاه لندن ارسال شود.
میرزا محمدتقی خان امیرکبیر در برخورد با دین آوران جدید یعنی سید محمد علی باب و پیروانش بدون نرمش و مدارا و با قاطعیت به مقابله برخواست؛ زیرا دینآوری و بدعت را مغایر با وحدت ملی و استقلال ایران میدانست.
امیرکبیر که با اصلاحات و تلاشهای خود استقلال ایران را تقویت و اقتدار دولت مرکزی را به رخ جهانیان کشیده بود، مورد حسادت و دشمنی بسیاری قرار گرفت. دشمنان او شامل دولتهای خارجی استعمارگر، بهویژه روس و انگلیس، و گروهی از درباریان، شاهزادگان و سیاستمداران ناراضی داخلی بودند که از موفقیتها و تغییرات او زیان دیده یا حسادت میکردند. همه این گروهها زیر نفوذ مادر شاه، مهدعلیا، دست به دسیسه علیه او زدند.
استبداد ذاتی حکومت قاجار و تحمل نکردن اقتدار فردی غیر از شاه، زمینه را برای موفقیت این توطئهها فراهم کرد. ناصرالدین شاه ابتدا با کاهش اختیارات امیر و محدود کردن حضور او در دربار، او را تحت فشار قرار داد. عرصه چنان بر امیر تنگ شد که مجبور شد از شاه بخواهد نیت واقعی خود را آشکار کند. سرانجام، پس از کشمکشهای سیاسی، شاه در ۲۲ آبان ۱۲۳۰ حکم عزل امیرکبیر از صدارت را صادر کرد.
متن نامه شاه درباره عزل امیر کبیر از صدارت به شرح زیر بوده است:
چون صدارت عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت بر شما دشوار است شما را از آن معاف کردیم باید به کمال اطمینان مشغول عمارت نظام باشید.
با مطالعه ادامه ماجرا، علت مرگ امیر کبیر را بهخوبی خواهید دانست.

شاه از محبوبیت امیرکبیر در میان مردم و سپاهیان بیم داشت و میترسید او در مقابل حکم عزل واکنش خشونتآمیز نشان دهد. ابتدا امیر از وزارت برکنار شد، اما امارت نظام برای چند روز باقی ماند. امیر تلاش کرد با شاه ملاقات کند تا از زائل شدن دستاوردهایش جلوگیری کند، اما کوششهایش بینتیجه ماند. تنها کسی که در این روزها قصد آشتی بین امیر و شاه را داشت، عزتالدوله، همسر امیر و خواهر شاه، بود.
میرزا آقاخان نوری، صدراعظم تازهکار شاه، وابستگان خود را در مناصب نظامی قرار داد و چنان در امور سپاه مداخله کرد که امیرکبیر بهشدت آزرده شد. او در نامهای به شاه نوشت که نظم کشور در خطر است و درد بینظمی را تحمل نمیکند. اما شاه به این نامه اعتنایی نکرد و تصمیم به تبعید امیر گرفت. همچنین اقدام دالگورکی، سفیر روس، در فرستادن اعضای سفارت به منزل امیر و شایعه حمایت امپراتور روسیه از او، باعث شد شک و خشم شاه بیشتر شود و تصمیم به تبعید و حذف امیر قطعی گردد.

در ۲۹ بهمن ۱۲۳۰، امیرکبیر از تمام مناصب دولتی محروم و به کاشان تبعید شد. شاه سپس فرمان قتل او را به حاج علی خان مراغهای، معروف به «آقا علی»، صادر کرد:
چاکر آستان ملائک پاسبان فدوی خاص دولت … میرزاتقی خان فرهانی را راحت نماید و در انجام این ماموریت بینالاقران مفتخر و به مراحم خسروانی مستظهر بوده باشد.
حاج علی خان و همراهانش در باغ فین کاشان، امیرکبیر را هنگام خروج از حمام محاصره کردند. لحظه مرگ امیر کبیر خواست همسرش عزتالدوله را ببیند و یا وصیت کند، اما این اجازه داده نشد. او سپس دستور داد تا رگهای هر دو بازویش بریده شود و به شهادت رسید. مرگ امیر کبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰ و زمانی که وی ۴۴ سال داشت، رخ داد.
امیرکبیر ابتدا در کاشان دفن شد. چند ماه بعد، به اصرار همسرش، عزتالدوله، او را به کربلا منتقل کردند و در اتاقی که درب آن به صحن امام حسین باز میشد، به خاک سپردند.

با شهادت امیرکبیر، ایران یکی از لایقترین و مصلحترین مردان خود را از دست داد. فردی که نقش بسزایی در پیشرفت، نظم و ساماندهی کشور داشت، قربانی دسیسههای داخلی و استبداد شاه شد و مسیر تاریک دیکتاتوری دوباره ادامه یافت.
نقش شخصیت امیر کبیر در تلویزیون و سینمای ایران توسط بازیگران مختلفی ایفا شده که در ادامه به آن اشاره شده کردهایم.
منبع: ستاره
بدون دیدگاه