فیلم کلاسیک «چه زندگی شگفتانگیزی» (1946) به کارگردانی فرانک کاپرا و با بازی جیمی استوارت، در ابتدا با استقبال محدودی روبهرو شد، اما گذر زمان آن را به یکی از محبوبترین آثار تاریخ سینما بدل کرد. این فیلم نه تنها جایگاه کاپرا را پس از جنگ جهانی دوم احیا کرد، بلکه برای استوارت نیز نقطه عطفی بود که او را از تلخیهای جنگ رهانید و به چهرهای جاودان در هالیوود تبدیل ساخت.
فیلم «چه زندگی شگفتانگیزی» (It’s a Wonderful Life) داستان جورج بیلی را روایت میکند؛ مردی که در آستانه فروپاشی و خودکشی قرار دارد، اما با کمک فرشتهای درمییابد زندگیاش چه تأثیر بزرگی بر اطرافیان و جامعه داشته است. این روایت ساده اما عمیق، توانست پیام انسانی ارزش زندگی و اهمیت روابط اجتماعی را به شکلی ماندگار منتقل کند. منتقدان و پژوهشگران سینما معتقدند این اثر، ترکیبی موفق از کمدی و تراژدی است که همزمان شادی، غم و امید را به مخاطب عرضه میکند. جیمز استوارت که پس از جنگ جهانی دوم با بحران روحی دستوپنجه نرم میکرد، در نقش جورج بیلی معنای تازهای از زندگی یافت و همین نقش مسیر حرفهای او را دگرگون کرد. در کنار او، دونا رید با ایفای نقش «مری بیلی» به شهرتی پایدار دست یافت و به یکی از ستارههای تلویزیون و سینما بدل شد.
برای فرانک کاپرا نیز این فیلم نقطه بازگشت بود. او که پس از جنگ با افول جایگاه هنری مواجه شده بود، با «چه زندگی شگفتانگیزی» دوباره به کانون توجه مخاطبان و دانشگاهها بازگشت و میراث سینماییاش تثبیت شد.
امروز، نزدیک به ۸۰ سال پس از نخستین اکران، این فیلم همچنان در ایام کریسمس بازپخش میشود و نسلهای جدید را با پیام جاودان خود درباره ارزش زندگی و نقش فرد در جامعه تحت تأثیر قرار میدهد. «چه زندگی شگفتانگیزی» نه تنها یک اثر سینمایی، بلکه یادآور این حقیقت است که حتی در دل تراژدی، امید و معنا میتواند زندگی انسان را نجات دهد.
منبع: سلام سینما
بدون دیدگاه