منو

نقد و بررسی فیلم «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی | داستان یک دو قطبی

«یک تصادف ساده» نه یک شاهکار سینمایی است (آنطور که برخی رسانه‌های غربی و آن ور آبی ادعای آن را دارند) نه فیلمی آشغال و بی کیفیتی (مانند دانه انجیر معابد) است که برخی رسانه‌های داخلی ادعای آن را دارند. فیلم متوسطی است که برخی از جنبه‌های مثبت آن قربانی لحن شعاری و پرداخت پر ایراد فیلمنامه شده است.

نقد و بررسی فیلم «یک تصادف ساده» ساخته جعفر پناهی | داستان یک دو قطبی
سامان تهرانی
سامان تهرانی
نویسنده

اختصاصی نمابان و به نقل از سلام سینما – مازیار وکیلی: جامعه ایران مدت‌ها است دو قطبی شده و این دو قطبی شدن خودش را در حوادث سیاسی و اجتماعی هشت تا ده سال گذشته نشان داده است. در یک سو افرادی حضور دارند که به دلایل مختلف از جمله دلایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موافق حفظ ساختار سیاسی موجود هستند و در طرف دیگر ناراضیان پرشماری هستند که دیگر به روش‌های تدریجی برای تغییرات سیاسی و اجتماعی باور ندارند و به دنبال یک تغییر دفعی و ناگهانی هستند. تضاد و تقابل‌های این دو گروه در اشکال مختلف خودش را نشان داده و بارها و بارها خیابان را صحنه تنازع و رقابت این دو گروه کرده است. طبیعی است که این وضعیت در آثار مختلف هنری خصوصاً سینما بازتاب داشته باشد و کارگردانان مختلف هر کدام به شکلی تلاش کنند این وضعیت را در آثار خود نمایش دهند. بعد از سال 1401 این موضوع سمت و سوی رادیکالی به خود گرفت و برخی از کارگردانان تصمیم گرفتند بدون اجازه و مجوز نهادهای رسمی راساً اقدام به ساخت فیلم کنند و با استفاده از کانال‌های ارتباطی که دارند این فیلم‌ها را به جشنواره‌های خارج از کشور بفرستند.


بیشتر بخوانید:

نگاهی به فیلم یک تصادف ساده (جعفر پناهی) | شاهکاری جسورانه با بودجه کم که از بلاک‌باسترهای هالیوودی موثرتر است

یک یادداشت منفی در مورد یک تصادف ساده (جعفر پناهی) | فاقد اصالت سینمایی + انتقاد از شارلاتانیزم منتقدان غربی

نقد کوتاه فیلم یک تصادف ساده  | ترکیبی از فضای آثار پارک چان ووک و فیلم‌های قبلی جعفر پناهی


این فیلم‌ها فارغ از کیفیتی که دارند باعث به وجود آمدن یک ژانر تازه بنام «سینمای زیر زمینی» شدند که در حال دگرگون کردن چهره سینمای ایران است. فیلم‌هایی که بیانگر گوشه‌ای از واقعیت‌های اجتماعی هستند که رسانه‌های رسمی تلاش‌ می‌کنند این واقعیت‌ها را نادیده بگیرند. جشنواره‌های خارجی به شدت طرفدار این فیلم‌ها هستند و با سر و صدای زیاد این فیلم‌ها را اکران می‌کنند و همین موضوع باعث شده صدای این سینمای زیرزمینی به گوش جهانیان برسد. «یک تصادف ساده» جعفر پناهی با حضور در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن و کسب جایزه اصلی این جشنواره یعنی نخل طلای کن نشان داد این سینما اگر بتواند و بخواهد تاثیر عمیقی بر روی سینمای ایران و نگاه جهان به این سینما خواهد گذاشت. 

نگاهی به کارنامه سینمایی جعفر پناهی

جعفر پناهی از کارگردانانی است که کارش در سینما را با دستیاری برای عباس کیارستمی شروع کرد و شروع فیلمسازی‌اش هم متاثر از نگاه و با فیلمنامه‌ای نوشته کیارستمی بود. «بادکنک سفید» توانست جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن را کسب کند و پناهی خیلی زود در سطح جهان به کارگردانی مشهور تبدیل شد. اما پناهی از سال 1378 و با ساخت فیلم «دایره» تصمیم گرفت آثار سیاسی و به شدت تلخی بسازد که به مذاق مدیران فرهنگی و سینمایی کشور خوش نمی‌آید. «دایره» با دستور مستقیم مرحوم سیف الله داد معاون سینمایی دولت اصلاحات توقیف شد و اجازه اکران پیدا نکرد تا پناهی در یک روند تدریجی به لحاظ سیاسی رادیکال شود. «طلای سرخ» که بهترین فیلم پناهی تا به امروز است درباره یک جانباز جنگ است که تحمل تناقض‌های موجود در جامعه را ندارد و دست به عصیان می‌زند. در «آفساید» پناهی موضوع ورود زنان به ورزشگاه را مطرح کرد که در زمان خودش موضوعی بسیار رادیکال به حساب می‌آمد. بعد از سال 1388 و دستگیری جعفر پناهی او به شکل رسمی ساخت فیلم از مجاری رسمی را فراموش کرد و شروع به ساخت فیلم‌های بی مجوزی کرد که هر کدام مضامین تند و تیزی داشتند و با صراحت به نقد ساختار سیاسی کشور می‌پرداختند. جدال میان مدیران فرهنگی و امنیتی و جعفر پناهی تا به امروز پایان نپذیرفته و هر کدام تلاش می‌کنند با ابزارهایی که در اختیار دارند با دیگری به ستیز بپردازند. در آخرین اقدام‌ها پناهی به یک سال حبس محکوم شد و پناهی هم اعلام کرده علی رغم این محرومیت به کشور بازخواهد گشت. به نظر می‌رسد کشمکشی که پناهی در «یک تصادف ساده» به تصویر کشیده خودش را در جدال او با دستگاه فرهنگی نشان داده است. جدالی که در گوشه به گوشه جامعه ایران می‌توان آن را مشاهده کرد.

معیار درست برای نقد «یک تصادف ساده» چیست؟

یک منتقد فیلم حرفه‌ای در برابر فیلمی مانند «یک تصادف ساده» چه موضعی باید بگیرد؟ به هر حال این فیلمی است که حرف دل بسیاری از مردم جامعه را می‌زند. مردم خشمگین و عصبانی که از دست وضع موجود به شدت ناراضی هستند و به دنبال راهی به رهایی می‌گردند و از طرف دیگر فیلم ضعف‌های مشخصی دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. چنین فیلم‌هایی به شدت درگیر فرامتن خود هستند و هرگونه اظهارظر درباره خود فیلم این قابلیت را دارد که به فرامتن ارجاع داده شود. بنابراین در چنین فضایی منتقد یک فیلم باید چه بکند؟ به نظر نگارنده بهترین راه این است که منتقد بدون توجه به حواشی و فضای رسانه‌ای پیرامون فیلم نظر خودش را بگوید بدون این که ترسی از قضاوت دیگران داشته باشد!

تحلیل فیلم «یک تصادف ساده»

«یک تصادف ساده» نه یک شاهکار سینمایی است (آنطور که برخی رسانه‌های غربی و آن ور آبی ادعای آن را دارند) نه فیلم آشغال و بی کیفیتی (مانند «دانه انجیر معابد») است که برخی رسانه‌های داخلی ادعای آن را دارند. فیلم متوسطی است که برخی از جنبه‌های مثبت آن قربانی لحن شعاری و پرداخت پر ایراد فیلمنامه شده است.

اولین نکته مثبت درباره «یک تصادف ساده» این است که سعی نمی‌کند فضای دو قطبی جامعه ایران را پنهان کند. فیلم درباره دو قطبی صحبت می‌کند که تمام ما با پوست و گوشت‌مان آن را احساس می‌کنیم. یک سوی این ماجرا (یا بهتر است بگوییم منازعه) مامور امنیتی ایستاده و سوی دیگرش زندانیان سابقی که از این مامور امنیتی کینه به دل دارند. فیلم پناهی آغاز و پایانی خوبی دارد. سکانس آغازین فیلم که مامور امنیتی و خانواده او را در ماشین نشان می‌دهد به سادگی و بدون شعار این موضوع را بیان می‌کند که یک مامور امنیتی هم می‌تواند خانواده و بچه‌ای داشته باشد که مثل او فکر نمی‌کنند. همین سکانس ساده باعث زمینی شدن مامور امنیتی می‌شود. سکانس پایانی فیلم بهترین ترجمان تصویری برای این ایده ذهنی پناهی است که چرا در چنین ساختاری اصلاح طلبی ممکن نیست. وحید به رو به رو خیره شده و صدای پای آشنایی را می‌شود. صدای پایی که خبر از وضعیت هولناکی می‌دهد.

مشکل پناهی در میانه فیلم است. جایی که نمی‌داند بعد از ربودن مامور امنیتی توسط وحید چه باید بکند. به همین خاطر مدام شخصیت به فیلم اضافه می‌کند تا شاید از خلال اضافه شدن این شخصیت‌ها بتواند داستان را گسترش دهد. ضعف در شخصیت پردازی مشکل دیگر فیلم پناهی است. شخصیت حمید به عنوان انسان خشونت طلب یا رادیکالی که تنها راه موجود را حذف اقبال (مامور امنیتی فیلم) می‌داند بسیار شعاری از کار درآمده است. استدلال‌های او احمقانه است و تعدد کلمات رکیکی که به کار می‌برد تماشاگر را به خنده می‌‌‌‌‌‌‌اندازد. این مشکل درباره گلی و علی که قرار بوده نماینده قشر خاکستری باشند هم صدق می‌کند. پناهی برخلاف دیگر شخصیت‌ها به آن‌ها اجازه ابراز وجود چندانی نمی‌دهد تا این دو شخصیت از تیپ‌هایی بسیار معمولی فراتر نروند. به همین خاطر است که سکانس گفت و گوی شخصیت‌ها کنار گور کنده شده برای اقبال بسیار مضحک از کار درآمده و تماشاگر را به خنده می‌اندازد. برخلاف سکانس بیمارستان که پناهی در آن موفق شده تصویری انسانی از شخصیت‌ها ترسیم کند.

«یک تصادف ساده» نخل طلای کن را برده و احتمال زیادی دارد تا جایزه اسکار را هم کسب کند آیا شایسته این جوایز است؟ پاسخ منفی است اما فیلم آن زباله‌ای هم که عده‌ای می‌گویند نیست. فیلم متوسطی است که می‌شود از برخی جنبه‌های آن لذت برد و برخی جنبه‌های آن را هم نقد کرد. مشکل این جا است که در این مملکت همه چیز قربانی سیاست می‌شود، خصوصاً سینما که ابزاری است برای گروه‌های سیاسی تا از آن برای منافع شخصی خودشان استفاده کنند.

منبع: سلام سینما

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

قیمت زنده طلا، سکه، دلار و ارز
مراسم ختم جعلی خنده دار ژاله صامتی در جوکر2 با حضور افتخاری رضا نیکخواه و سیروس میمنت/ از قیافه ها میشه فهمید چه خبره🤣+ویدیو