دلنوشته غم انگیز راحله امینیان مجری معروف برای مادربزرگش که فوت شده و پست جدید راحله امینیان را مشاهده کنید.
راحله امینیان از چهره های معروف تلویزیونی می باشد. متاسفانه ایشان به تازگی مادر بزرگش را از دست داده است. خانم مجری یک دلنوشته غم انگیز برای مادر بزرگش منتشر کرده و همراه با یک تصویر از ایشان به اشتراک گذاشت. در قسمت زیر جزئیاتی از درگذشت مادربزرگ مجری راحله امینیان را قرار داده ایم. برای افزایش اطلاعاتتان در این زمینه در نیک صالحی همراه ما باشید.
مادر بزرگ راحله امینیان دار فانی را وداع گفت.

راحله امینیان با انتشار این عکس در صفحه شخصی در اینستاگرامش نوشت:
سلام دوستان عزیزم
همین اول از لطفتون در روزهایی که عزادار فقدان مادربزرگم هستم،بسیار ممنونم
انشاالله خدا براتون جبران کنه چون حقیر حقیقتا در توانم نیست لطف برآمده از قلبهای مهربانتون رو به شایستگی پاسخ بدم.
ولی مطمئنم مامانجونم که دعاهاشون در این دنیا به اجابت نزدیک بود در آن دنیا با دستهای بازتری دعاتون میکنند،چون به شدت براشون مهم بود که هر محبتی رو چندین برابر بیشتر جبران کنند.
امروز پنج روز از خاموش شدن نور زندگی ما میگذره
پنج روزه که واقعا احساس میکنم پشتوانه و تکیهگاه ندارم
هربار که به مادربزرگم زنگ میزدم و یا خدمتشون میرسیدم میگفتم دعام کنید زیاد و ایشون میگفتند:تو نوهی ارشدم هستی و همیشه در دعاهام مخصوص دعات میکنم و من این روزها احساس میکنم چه نعمتی رو در این دنیا از دست دادم،کسیکه بیشتر وقتش رو در حال عبادت و سر سجاده میگذروند و دعامون میکرد… .
رفقا!مادر بزرگ من روانشناس نبودند اما مهارت ارتباطی بینظیری داشتند
من در این چند روز بیشتر متوجهش شدم

چون چه دوستان مسجدی ایشون که ۳۰ سال روزی سه بار باهم نماز جماعت در مسجد میخوندند،چه اقوام،چه همسایههای قدیمی و فعلی،چه نوجوانها و جوانهای فامیل،چه فرزندان و دامادها و عروسها،چه نوهها و نتیجهها ،چه پزشکشون که هرماه به دیدارشون میامد،چه سرایدار منزلشون و… همه میگین ما کنار حاج خانم احساس میکردیم همسن و سالیم و ایشون به شدت بلد بود با هر سن و سالی،ادبیات اون سن رو داشته باشه.
حقیقتا در این پنج روز بیشتر از قبل متوجه شدیم که مادربزرگمون چقدر محبوب قلوب بودن و بیتابی اقوام دور هممون رو شگفتزده کرده
روحشون شاد
مامان جون من هم فرزند شه🥀ید بودند(پدر ایشان در جریان مبارزه با استبداد در اوایل دوران پهلوی اول،آسمانی شدند) و هم مادر شه🥀ید بودند(دایی جانم در ۱۸ سالگی در فکه آسمانی شدند و پیکرشون(بخوانید چند تکه استخوان و پوتین) بعد ۱۲ سال برگشت)و من تصور میکنم نتیجهی صبوریهای مادربزرگم، عاقبتبخیری بود که نصیبشون شد در این دنیا و انشاالله آن دنیا ویژه تر به آرامش میرسند…
ممنون میشم برای شادی روح مادربزرگم و آرامش قلب و صبر مامانم و خالههای عزیزم و دایی بزرگوارم صلواتی ختم بفرمایید
منبع: اینستاگرام
بدون دیدگاه