نوید پورفرج: برای «بامداد خمار» چربی بدنم به 7 درصد رسید | می‌خواستم طراحی شخصیتم در «وحشی» زشت باشد

نوید پورفرج، بازیگر مجموعه‌های پرمخاطب «بامداد خمار» و «وحشی»، در گفت‌وگویی تفصیلی با برنامه «آپارادیو» در شبکه رادیویی جوان با اجرای وحید رونقی، به بیان ناگفته‌هایی از زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، از تجربه ویزیتوری محصولات پزشکی، تا ورود به دنیای سینما و چالش‌های ایفای نقش در سریال‌های «بامداد خمار» و «وحشی» پرداخت.

نوید پورفرج: برای «بامداد خمار» چربی بدنم به 7 درصد رسید | می‌خواستم طراحی شخصیتم در «وحشی» زشت باشد
سامان تهرانی
سامان تهرانی
نویسنده

نوید پورفرج نخستین بار ۸ سال پیش با «مغزهای کوچک زنگ زده» به سینمای ایران معرفی شد. فیلمی که در آن بازیگران مهمی همچون فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده حضور داشتند؛ اما با این وجود، قدرت بازیگری پورفرج حسابی به چشم آمد و او در اولین تجربه بازی در یک فیلم سینمایی، توانست نامزد دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شود. مسیر موفقیت‌های پورفرج در سال‌های بعدی باز هم ادامه پیدا کرد و او  سه بار دیگر برای فیلم‌های «مغز استخوان»، «زالاوا» و «گوزن‌های اتوبان» نامزد دریافت سیمرغ شد که سال گذشته و برای بازی در «گوزن‌های اتوبان»، دیپلم افتخار این جشنواره را از آن خود کرد.


بیشتر بخوانید:

پنج بازی ماندگار نوید پورفرج به بهانه درخشش در «بامداد خمار» | نقش‌های ساختارشکن، بازی‌های متمایز


مسیر فعالیت حرفه‌ای پورفرج، با انتخاب‌هایی متفاوت و البته مطمئن عجین شده است و همین موضوع، او را به بازیگری بسیار محبوب در سینمای ایران تبدیل کرده است. 

به تازگی پورفرج در کنار بازی در قالب نقش‌های متفاوت در آثاری همچون «زمانی در ابدیت»، «وابل» و «بی‌بدن»، در سریال‌های مربوط به پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی نیز حضور پیدا کرده است و همین موضوع، باعث محبوبیت شگفت‌انگیز او در میان مخاطبان شده است.

او در حال حاضر به صورت هم‌زمان در دو اثر پرمخاطب پلتفرم‌های شیدا و فیلم‌نت؛ یعنی «بامداد خمار» و همچنین «وحشی» حضور دارد. ظرفیت درونی هر پرسوناژ و البته نوع نقش‌‌پردازی ویژه او باعث شده تا حاصل این آثار، بیش از گذشته باعث شهرت و البته محبوبیت او شود. 

نوید پورفرج کم‌تر به انجام مصاحبه رضایت می‌دهد؛ با این وجود او به تازگی و در گفت‌و‌گویی تفصیلی با برنامه «آپارادیو» در شبکه رادیویی جوان، به بیان نکات جالب توجهی از زیست خود در دوران پیش از ورود به حرفه بازیگری و کسب شهرت، و همچنین مصائب بازی در نقش‌های متفاوت و البته استقبال مخاطبان از  دو مجموعه «بامداد خمار» و «وحشی» صحبت کرده است. 

نوید پورفرج درباره بازخورد مخاطبان دو مجموعه «بامداد خمار» و «وحشی» گفت: خدا را شکر تاکنون بازخوردهای بسیار خوب و مثبتی از سوی مخاطبان دریافت کرده‌ایم؛ هم برای سریال «بامداد خمار» و هم برای «وحشی». به نظر می‌رسد تا این لحظه، مخاطبان از هر دو اثر بسیار راضی بوده‌اند. 

پورفرج ادامه داد: در پروژه «بامداد خمار» مدت زمانی طولانی‌، یعنی در حدود بیش از یک سال است که مشغول به کار هستیم و البته فیلم‌برداری فصل سوم آن همچنان ادامه دارد. امیدوارم تا پایان مسیر و پخش قسمت آخر بتوانیم رضایت مخاطبان را حفظ کنیم. 

او درباره علت تداوم حضور خود در قالب شخصیت‌های یاغی و سرکش تصریح کرد: نمی‌توانم بگویم انتخاب نقش‌های یاغی کاملاً خودخواسته بوده است. با وجود اینکه پیشنهادهای بسیاری به من می‌شود، نقش‌هایی که مورد پسندم قرار می‌گیرند و تأثیر بیشتری بر ذهنم دارند، معمولاً حامل چنین ویژگی‌هایی هستند و این حس را به مخاطب منتقل می‌کنند. البته یک یا دو اثر متفاوت نیز تجربه کرده‌ام؛ برای مثال می‌توانم به فیلم «وابل» به کارگردانی تورج اصلانی اشاره کنم که چند سال پیش کار کردیم، اما متاسفانه هنوز اکران نشده است. در آن فیلم ایفای نقش شخصیتی کاملاً متفاوت را برعهده داشتم و حتی برای بازی در آن تغییر وزن دادم؛ شخصیتی که به‌اصطلاح بسیار دست‌وپاچلفتی بود. 

او درباره همکاری تازه خود با هومن سیدی نیز گفت: درخصوص سریال «وحشی» نیز در گفت‌وگو با هومن سیدی، نظر من این بود که شخصیت را به زشت‌ترین حالت ممکن طراحی کنیم تا تماشاگر نتواند به راحتی آن را شناسایی کند. با این حال، ناخودآگاه مسیر کاری به این سمت سوق داده می‌شود؛ یعنی بسیاری از نقش‌هایی که نوشته می‌شوند، نوعی حالت و خوی یاغی‌گری را در خود دارند. اما من همیشه به دنبال ایجاد تغییر هستم و در ادامه مسیر قطعاً سعی خواهم کرد این اتفاق را رقم بزنم.

بازیگر «زالاوا» درباره همکاری اخیر خود با حمید نعمت‌الله نیز گفت: فیلمی به نام «بُت» را با آقای حمید نعمت‌الله کار کرده‌ام که احتمالاً طی چند ماه آینده به نمایش درآمده و به جشنواره‌ها ارسال خواهد شد. منتظر اخبار دقیق‌تر درباره زمان اکران هستم و امیدوارم در آنجا نیز بتوانم نظر مخاطبان را جلب کنم.

پورفرج درباره سایر پروژه‌های سینمایی خود بیان کرد: در حال حاضر قرارداد قطعی برای کار جدیدی را امضا نکرده‌ام. البته پیشنهادهایی از سوی دوستان مطرح شده است، اما به دلیل درگیری زمانی و مشغله فعلی، امکان پذیرش آن‌ها برایم فراهم نیست. در این مقطع ترجیح می‌دهم کمی صبر کنم؛ واقعیت این است که عجله‌ای برای بازی کردن ندارم. منتظر می‌مانم تا ان‌شاءالله، نقشی مناسب و پروژه‌ای حرفه‌ای و منسجم پیشنهاد شود. باور دارم زمانی که تیمی یک‌دست و کاربلد پشت یک اثر قرار بگیرد، نتیجه آن قطعاً موفق و ماندگار خواهد بود؛ همان‌طور که این موضوع در چند پروژه اخیرم قابل مشاهده و رصد است. بنابراین تصمیم دارم با حوصله به مسیر فعالیت‌های خود ادامه دهم.

او درباره چگونگی‌ نزدیک شدن خود به شخصیت‌های که ایفای نقش آن‌ها را برعهده می‌گیرد، گفت: واقعیت این است که روی شخصیت‌های پیشنهادی بسیار فکر می‌کنم و برای شناخت بهتر آن‌ها، تحقیقات میدانی انجام می‌دهم. گاهی با مطالعه، یا استفاده از تجربیات ذهنی و شخصی خودم، ویژگی‌هایی را به شخصیت اضافه می‌کنم و بخشی از وجود واقعی خود را نیز همراه آن می‌سازم تا کار برای مخاطب باور پذیرتر باشد.

پورفرج درباره ایفای نقش کاراکتر «رحیم نجار» در سریال «بامداد خمار» تصریح کرد: در «بامداد خمار» نخستین و مهم‌ترین موضوع برای من، فیزیک شخصیت بود. درصد چربی بدنم را به حدود ۶ یا ۷ درصد رساندم؛ فرآیندی که رسیدن به آن بسیار سخت و دشوار است. عدد ۷ درصد چربی بدن بسیار پایین است و معمولاً تنها در بدن ورزشکاران حرفه‌ای مشاهده می‌شود؛ آن هم زمانی‌که تحت رژیم‌های بسیار سخت و خاص قرار دارند. من در این مسیر مدام ورزش می‌کردم؛ بسیاری از افراد حتی نمی‌توانند به چنین درصدی نزدیک شوند. رژیم غذایی سنگینی گرفتم و از تمرینات سخت بدنی پیروی کردم تا بتوانم تصویر اولیه «رحیم نجار» را همان‌گونه که در رمان توصیف شده است، عیناً برای مخاطب بازآفرینی کنم. تمام تلاش خود را صورت دادم تا به آن فیزیک برسم و فکر می‌کنم نتیجه مطلوب بود و بیننده توانست شخصیت را باور کند.

این بازیگر با اشاره به چالش‌ها و دشواری‌های نقش خود در «بامداد خمار» گفت: در این سریال، چند نوبت دچار مصدومیت‌های جدی شدم. یکی از دلایل اصلی آسیب‌ها، صحنه‌هایی بود که در آن مجبور بودم کنده‌های درخت را بلند کنم. اگر قسمت‌های ابتدایی«بامداد خمار» را دیده باشید، سه کنده بسیار بزرگ را روی دوشم حمل می‌کنم. در یکی از برداشت‌ها، دستم زیر کنده بی‌حس شد و به‌مدت یک ماه، دو انگشت دستم کاملاً بی‌حس و بدون عملکرد بود. موارد دیگری نیز وجود داشت که در قسمت‌های بعدی خواهید دید. اما واقعیت این است که عاشق بازیگری هستم و با تمام وجود برایش تلاش می‌کنم. 

پور فرج در ادامه به ذکر خاطره‌ای از زندگی شخصی خود پرداخت و گفت: من متولد اراک هستم اما اصالتاً کرمانشاهی‌ام. پدرم اهل قصر شیرین و مادرم اهل کرمانشاه هستند. بسیار مشتاق بودم که در این گفت‌وگوی رادیویی شرکت کنم، چرا که در دوره‌ای از زندگی‌ام بخش زیادی از زمان خود را در جاده‌ها می‌گذراندم و به رادیو گوش می‌دادم. به یاد دارم که در آن مقطع، به صورت مداوم در تاریکی جاده‌ها و اتوبان‌ها در رفت‌وآمد بودم و با این وجود، تمام فکر و ذهنم بازیگری بود. امروز که این فرصت نصیبم شده، با تمام توان در این مسیر قدم می‌گذارم و امیدوارم بتوانم رضایت تماشاگران را جلب کنم.

او یادآور شد: در آن دوران و در حدود سن ۲۳ یا ۲۴ سالگی من در یک شرکت پخش دارو فعالیت می‌کردم و ویزیتور محصولات دارویی و پزشکی بودم. در واقع برای مدت نسبتا طولانی مشغول این کار بودم. با این وجود از مدت‌ها قبل، رویای بازیگری در وجود من شکل گرفته بود.

او درباره علاقه خود به حرفه بازیگری ادامه داد: تقریباً از سال دوم یا سوم راهنمایی این انگیزه در من شکل گرفت و نهایتاً در سن ۲۸ یا ۲۹ سالگی فعالیت حرفه‌ای‌ام آغاز شد. برای رسیدن به این جایگاه، مسیری بسیار طولانی‌ را در زندگی طی کرده‌ام، از اشتغال به حرفه ویزیتوری گرفته تا تحصیل در رشته مهندسی فناوری اطلاعات! اما با این وجود هیچ‌گاه از تلاش برای ورود به سینما دست برنداشتم.

بازیگر «مغزهای کوچک زنگ زده» تاکید کرد: شغل ویزیتوری اتفاقاً برای من بسیار جالب و آموزنده بود؛ زیرا به نوعی با هنر بازیگری ارتباط داشت. در این حرفه یک فرد باید هر روز با افراد بی‌شماری صحبت کند تا بلکه موفق شود کالایی را معرفی کرده و به فروش برساند؛ این کار به نوعی نیازمند بازیگری است و به روحیه من کمک می‌کرد. در روزهای اول شاید کسی از من خرید نمی‌کرد؛ اما شش ماه بعد، سفارش‌های بسیاری می‌گرفتم و با همه دوست شده بودم. این تجربه برایم واقعاً شبیه به یک فیلم بود. 

پور فرج درباره چگونگی ورود خود به دنیای بازیگری گفت: یک روز ظهر، در یکی از شهرستان‌ها مشغول قدم زدن بودم. همه مردم به خانه‌هایشان رفته بودند و انگار من در آن شهر کاملا تنها بودم. ناگهان از خودم پرسیدم: من واقعاً کجا هستم؟ سرنوشت بازیگری چه شد؟ تا چه اندازه از آن دور شده‌ام و وارد دنیای دیگری شده‌ام؟ همان لحظه با برادرم تماس گرفتم و گفتم که دیگر بازنمی‌گردم و می‌خواهم به دنبال بازیگری بروم. احساس کردم زمان آن رسیده است که از آن کار فاصله بگیرم.

او ادامه داد: زمانی استاد امین تارخ به من گفتند: نوید، از بازیگری فاصله بگیر. از ایشان پرسیدم چرا؟ گفتند: فاصله بگیر تا بازیگری به سمت تو بیاید. تو بیش از حد برای ورود به این عرصه اصرار می‌کنی و همین باعث می‌شود که این حرفه تو را پس بزند. فاصله بگیر تا این حرفه به سراغت بیاید. آن زمان معنای دقیق سخنانشان را متوجه نمی‌شدم، اما به توصیه ایشان عمل کردم. آن زمان من به شهرستان بازگشتم و کاملاً از فضای بازیگری فاصله گرفتم، اما در نهایت این اتفاق افتاد و بازیگری به سراغم آمد. خدا را بابت این موضوع بسیار شکر می‌کنم.

منبع: سلام سینما

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

قیمت زنده طلا، سکه، دلار و ارز
این سریال اولین کار بازیگری کوپر (جیمی) بوده