وصیتنامه حاج قاسم سلیمانی فراتر از یادنامه شخصی، مانیفست مقاومت و پاسداری از ولایت فقیه است.
نمابان و به نقل از خبرگزاری تسنیم ـ داود فاضل فلاورجانی*؛ ایام شهادت سردار دلها شهید حاج قاسم سلیمانی فرصتی است تا با مرور افکار و اندیشههای این مجاهد راه خدا، پرتوی اندیشه نورانی ایشان را بر دلهای ظلمتزده تاباند و جرعهای از گوارای راه و روش ایشان را که خود یک مکتب بود به تشنگان حقیقت در عصر قحطی معنویت چشاند.
بیان این نکته مهم است که سردار سلیمانی نه تنها برای مردمان ما بلکه برای بسیاری از آزادگان جهان شخصیتی شناخته شده و مبارزی بود که با ایستادگی در برابر جنایتکاران دنیا سطح جدیدی از مقاومت را در دنیای تاریک امروزی به جهانیان نشان داد و ثابت کرد که میتوان با وجود همه جلال و جبروت پوشالیِ شیطان و اعوانش، او را به چالش کشید و قهرمانانه ایستاد.
نکته مهمی که نباید مغفول بماند نه صرفا گرامی داشتن یاد این رزمنده بزرگ اسلام بلکه زنده نگاهداشتن نگاه و راه و روش ایشان است. امری که خود حاج قاسم نیز بر آن واقف بود و با نگارش وصیتنامه سیاسی الهی خویش چگونگی تداوم این مسیر را به ما آموخت. میتوان با قاطعیت تمام گفت که وصیتنامه سردار شهید، مرامنامه و مانیفست آزادگان جهان برای مقاومت در برابر سلطه شیطان است. واقعیت این است که وصیتنامه افراد، بروز و ظهور وجود آنهاست و مردمان بزرگ در وصیتنامه با چشماندازی وسیع از آینده امت ابراز نگرانی کرده و تلاش کردهاند با ارائه طریق و تبیین اصول، راه را بر آیندگان باز کنند.
وصیتنامه سردار سلیمانی نیز در همین فضا قابل توصیف است و حاج قاسم در هر یک از بندهای آن بعدی از اندیشه خود را آشکار کردهاند. ایشان در ابتدا به وحدانیت خدا، رسالت پیامبر، ولایت اهل بیت و حقانیت معارف الهی شهادت داده و خدا را سپاس میگویند در و زمانهای زندگی میکنند که توفیق درک عبد صالح خدا خمینی کبیر و جانشین صالح ایشان را داشتهاند. جالب است در روزگار دشواری که بسیاری از آن گلایه میکنند، شهید بزرگوار خشنودند که در چنین احوالی پا به عرصه هستی گذاشتهاند؛ چون توجه دارند که مس وجود انسان در کوره دشواریها به طلا تبدیل میشود «فی تقلب الاحوال عُلِمَ جواهر الرجال» و خوشابحال کسانی که چنین درکی از عالم دارند و سختیها را فرصتی برای خودسازی و رشد انسان میدانند.
سردار دلها در فقرات بعدی ضمن تقاضای عفو از خدا، جملات عارفانهای را نجوا میکنند که نشاندهنده عمق ارتباط ایشان با درگاه خدا و تواضع بیکران ایشان است؛ انسانی که همه وجود خود را وقف خدا کرده است اما دستان خود را خالی و تنها امیدش را حرکت اعضا و جوارحش در راه خدا، برای کسب خشنودی خدا ودفاع از مظلوم میبیند و البته اظهار گلایه مکرر که از کاروان دوستان شهیدش جامانده است و تقاضاهای عاجزانه از خدا برای پیوشتن به قافله آنان.
اما شاید مهمترین بندهای وصیتنامه شهید آنجاست که گروههای مختلف را مورد خطاب قرار میدهد؛ برادران و خواهران مجاهدش در دنیا، برادران و خواهران ایرانیاش، سیاسیون، علما، مردم کرمان و برادران سپاهی و ارتشاش. به جرأت میتوان گفت نقطه کانونی سفارشات ایشان به تمام این گروهها ولایت فقیه است. چه آنجا که خطاب به برادران و خواهران مجاهدش از لزوم توجه به ایران به عنوان قرارگاه حسین بن علی و حرمی میگوید که بدون آن حرمی باقی نخواهند ماند، از ولایت فقیه به عنوان تنها نسخه شفابخش یاد میکند؛ چه آنجا که برادران و خواهران ایرانی خود را مورد خطاب قرار میدهد و به آنان توصیه به احترام به شهدا و نیروهای مسلح میکند؛ از آنان میخواهد از اصول یعنی ولایت فقیه مراقبت کنند و خامنهای عزیز را عزیزِ جان خود بدانند؛ چه آنجا که از مردم کرمان میخواهد تا آخر با ولایت باقی بمانند که ولایت او ولایت علیبن ابیطالب و خیمه او خیمه حسینِ فاطمه است.
خطاب سردار به سیاستمداران نیز از تأکید بر این مسأله خالی نیست؛ آنجا که میفرماید باید با هم باشید تا مغضوب نبیاکرم واقع نشوید و این با هم بودن مشروط به وفاق حول اصولی است که اولین آن اعتقاد عملی به ولایت فقیه، شنیدن نصیحت او و عمل به توصیههای او با جان و دل است. نهایتاً در آخرین حلقه سفارشهای خود علمای اسلام را از عمقِ جان به عنوان سربازشان -سربازی که از بالای برج دیدهبانی دیده است که اینبار اگر نظام آسیب ببیند، متفاوت است- مورد خطاب قرار میدهند که من حضرت آیتالله العظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم و شما با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان میبایست جامعه را جهت دهید.
اگر بخواهیم عصاره وصیتنامه سردار شهید سلیمانی را در چند کلمه خلاصه کنیم چیزی جز نگرانی نسبت به مسألهی ولایت فقیه و مظلومیت شخص رهبر انقلاب در قامت پرچمدار جمهوری اسلامی بهعنوان خیمه حسین بن علی نیست؛ که اگر چنین شود خیمه رسول الله ویران خواهد شد و بیتالله الحرام و سایر حرمها باقی نخواهد ماند.
*عضوهیأت علمی موسسهی امام خمینی(ره)
انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری تسنیم
بدون دیدگاه