بوشهر- حاج قاسم سلیمانی نهتنها یک فرمانده نظامی، بلکه معمار مکتبی بود که بر پایه ایمان، اخلاص، شجاعت و مقاومت شکل گرفت؛ مکتبی که امروز نیز در جنگ روایتها، پرچم حقیقت را برافراشته است.
نمابان و به نقل از خبرگزاری مهر، گروه استانها: سالروز شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، تنها یادآور فقدان یک فرمانده نظامی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی یک مکتب فکری، اخلاقی و تمدنی است که فراتر از جغرافیا و زمان، الهامبخش ملتها و جریانهای مقاومت شده است.
شخصیتی که نهتنها در میدان نبرد، بلکه در میدان اخلاق، انسانیت، ایمان و خدمت، الگویی ماندگار از خود برجای گذاشت.
به همین مناسبت، گفتوگویی با رضا مقامنیا، نایبرئیس شورای هیئتهای مذهبی استان بوشهر انجام دادهایم تا از منظر فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی به بازخوانی مکتب شهید سلیمانی و ضرورت تداوم راه او در جامعه امروز بپردازیم.
اگر بخواهیم از نگاه شما شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی را در یک چارچوب کلی توصیف کنیم، از کجا باید آغاز کرد؟
بیتردید برای توصیف شخصیت حاج قاسم سلیمانی باید از «انسانبودنِ» او آغاز کرد. او پیش از آنکه یک فرمانده نظامی باشد، انسانی مؤمن، صادق، متواضع و مردمی بود.
اخلاص در عمل، شجاعت در تصمیم، صداقت در رفتار و ایمان راسخ به خداوند، ارکان اصلی شخصیت او را شکل میداد.
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از آن دست انسانهایی بود که میان گفتار و کردارشان فاصلهای وجود نداشت. آنچه میگفت، زندگی میکرد و آنچه انجام میداد، ریشه در باور قلبیاش داشت.
نقش و تأثیر شهید سلیمانی را در تحولات منطقهای چگونه ارزیابی میکنید؟
نقش حاج قاسم در تحولات منطقهای بیبدیل و تاریخی است. او فرماندهای میدانی بود؛ نه از پشت میز، بلکه از خط مقدم و همیشه در خط مقدم بدون ترس حضور داشت و فرماندهی میدان را بر عهده داشت.
او تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه معمار امنیت منطقه بود؛ امنیتی که نه با اشغال، بلکه با اتکا به مردم منطقه و تقویت ظرفیتهای بومی شکل گرفت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در سختترین شرایط، در دل خطر، کنار رزمندگان و نیروهای مقاومت حضور داشت. مقابله با جریانهای تروریستی و تکفیری مانند داعش، بدون درایت، شجاعت و مدیریت میدانی او ممکن نبود.
او تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه معمار امنیت منطقه بود؛ امنیتی که نه با اشغال، بلکه با اتکا به مردم منطقه و تقویت ظرفیتهای بومی شکل گرفت.
او توانست جریان مقاومت را از یک واکنش مقطعی، به یک گفتمان پایدار و تمدنی تبدیل کند؛ گفتمانی که در برابر ظلم، اشغالگری و افراطگرایی ایستادگی میکند و در عین حال بر وحدت امت اسلامی تأکید دارد.
یکی از ویژگیهای برجسته حاج قاسم، وحدتآفرینی میان شیعه و سنی بود. این مسئله را چگونه تحلیل میکنید؟
حاج قاسم بهدرستی درک کرده بود که بزرگترین ضربه به امت اسلامی، تفرقه است. او نه در شعار، بلکه در عمل نشان داد که شیعه و سنی دو بال یک پیکرند.
در بسیاری از مناطق، از عراق و سوریه گرفته تا دیگر نقاط منطقه، تعامل او با بزرگان اهل سنت مثالزدنی بود. نگاه او، نگاه انسانی و اسلامی بود، نه فرقهای. او دشمن را در تکفیر، تروریسم و اشغالگری میدید، نه در مذهب و قومیت.
همین رویکرد باعث شد که جریان مقاومت به یک جریان فراگیر تبدیل شود و مردم با هر مذهب و قومیتی خود را در آن سهیم بدانند.
درباره ویژگیهای اخلاقی و شخصی شهید سلیمانی چه نکتهای را برجسته میدانید؟
اخلاص، شاید مهمترین ویژگی شخصیتی او بود. حاج قاسم بهدنبال دیدهشدن نبود، از شهرت گریزان بود و کار را برای خدا انجام میداد. سادهزیستی، تواضع، مردمداری و توجه به نیازمندان از دیگر ویژگیهای برجسته او بود.
در کنار مأموریتهای بزرگ منطقهای، از کمک به خانوادههای نیازمند، رسیدگی به محرومان و دلجویی از مردم غافل نمیشد.
او انسانی بود که قدرت، او را تغییر نداد؛ بلکه قدرت را در خدمت اخلاق قرار داد. همین مسئله است که او را به یک الگوی ماندگار تبدیل کرده است.
نقش ایمان و توکل به خدا در مسیر زندگی و مجاهدت شهید سلیمانی چگونه بود؟
ایمان در وجود حاج قاسم یک باور ذهنی نبود؛ یک حقیقت جاری در زندگیاش بود. تصمیمهای سخت، حضور در میدانهای پرخطر و ایستادگی در برابر دشمنان تا دندان مسلح، بدون توکل واقعی به خدا ممکن نیست.
او اهل قرآن بود، اهل دعا بود و در عین حال اهل عمل. این پیوند عمیق میان ایمان و اقدام، رمز موفقیت او بود.
آیا شهادت حاج قاسم نقطه پایان تأثیرگذاری او بود؟
خیر. شهادت حاج قاسم آغاز یک مرحله جدید بود. او با شهادتش، به یک مکتب تبدیل شد. امروز نام و راه او الهامبخش جوانانی است که شاید حتی او را از نزدیک ندیدهاند.
دشمن تصور میکرد با حذف فیزیکی، اندیشه را هم حذف میکند، اما غافل از آن بود که اندیشه، با خون زندهتر میشود.
امروز مکتب شهید سلیمانی در دل بسیاری از ملتها جریان دارد و این نشان میدهد که تأثیر او نهتنها کم نشده، بلکه عمیقتر شده است.
مکتب شهید سلیمانی چه مؤلفههایی دارد و چرا باید به نسل جدید منتقل شود؟
مکتب شهید سلیمانی بر پایه چند اصل اساسی بنا شده است؛ ایمان، اخلاص، شجاعت، عقلانیت، ولایتمداری، مردمباوری و مقاومت. این مکتب، نسخهای زنده برای زیست مؤمنانه در دنیای پرچالش امروز است مکتب شهید سلیمانی بر پایه چند اصل اساسی بنا شده است؛ ایمان، اخلاص، شجاعت، عقلانیت، ولایتمداری، مردمباوری و مقاومت. این مکتب، نسخهای زنده برای زیست مؤمنانه در دنیای پرچالش امروز است.
نسل جوان ما در معرض جنگ رسانهای، تحریف حقیقت و تهاجم فرهنگی قرار دارد. انتقال درست و هوشمندانه اندیشههای شهید سلیمانی میتواند سپری در برابر این هجمهها باشد. این انتقال باید با زبان عقل، منطق و واقعیتهای روز انجام شود، نه صرفاً با شعار.
وظیفه ما تبیین است؛ تبیین دقیق، صادقانه و عالمانه. هیئتها، رسانهها و فعالان فرهنگی باید روایت درست را به جامعه منتقل کنند. امروز دشمن تلاش میکند مفاهیم را وارونه جلوه دهد، مقاومت را خشونت و ایستادگی را افراط معرفی کند. در برابر این جنگ شناختی، ما باید با عقلانیت، منطق و استناد به واقعیتها ایستادگی کنیم.
ترویج فرهنگ مقاومت، تبیین مکتب شهید سلیمانی و نهادینهسازی ارزشهایی مانند ایثار، مسئولیتپذیری و امید، از مهمترین وظایف امروز ماست.
چه پیامی برای جامعه و نسل جوان دارید؟
نسل جوان ما باید بداند که راه شهید سلیمانی، راه زندگی است؛ نه صرفاً راه جنگ. راهی است برای ساختن جامعهای عادلانه، مستقل و عزتمند. اگر میخواهیم آیندهای روشن داشته باشیم، باید از خودخواهی، ترس و بیتفاوتی عبور کنیم و با ایمان، آگاهی و مسئولیتپذیری حرکت کنیم.
شهید سلیمانی نشان داد که میتوان در عین قدرت، متواضع بود؛ در اوج مسئولیت، مردمی ماند؛ و در سختترین میدانها، به خدا توکل کرد. این مسیر، همچنان باز است و ادامه خواهد داشت.
شهید حاج قاسم سلیمانی صرفاً یک فرمانده نظامی نبود، بلکه مکتبی زنده و پویاست که بر پایه ایمان، اخلاص، شجاعت و مردمداری بنا شده است. مکتبی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
تداوم راه او، نه در شعار، بلکه در عمل، آگاهی و مقاومت هوشمندانه معنا پیدا میکند. در جهانی که حقیقت آماج تحریف است، زنده نگهداشتن اندیشه و راه شهید سلیمانی، مسئولیتی تاریخی برای همه ماست.
منبع: خبرگزاری مهر
بدون دیدگاه