چرا با وجود این همه منابع و ظرفیتها در خراسان جنوبی «منبع» به «ثروت پایدار» تبدیل نمیشود؟
به گزارش نمابان و به نقل از خبرگزاری تسنیم از بیرجند، خراسان جنوبی استانی است که روی نقشه، سرشار از ظرفیت بهنظر میرسد؛ از معادن متنوع گرفته تا زمین، مرز، نیروی انسانی و پیشینه فرهنگی و اجتماعی. اما پرسش اساسی این است چرا این همه «منبع» به «ثروت پایدار» تبدیل نمیشود؟
پاسخ را باید در یک واقعیت تلخ جستوجو کرد؛ توسعه اقتصادی بدون جمعیت فعال، ماندگار و مصرفکننده، صرفاً یک توهم آماری است. اقتصادی که مردمش در آن نمانند، تولید نکنند و خرید نداشته باشند حتی اگر روی طلا و زغالسنگ و زرشک بنا شده باشد، گردش پول پایداری نخواهد داشت.
طی سالهای گذشته الگوی غالب اقتصاد خراسان جنوبی، استخراج و صادرات مواد خام بوده است. الگویی که در آن استان صرفاً نقش تأمینکننده» را بازی میکند، نه «ذینفع». سود اصلی این چرخه بیرون از استان انباشته میشود و سهم خراسان جنوبی به دستمزدهای حداقلی محدود میماند؛ پولی که نه در استان سرمایهگذاری میشود و نه در شبکه بانکی آن میچرخد. نتیجه روشن است “منابع داریم، اما ثروت تولید نمیکنیم”.
در کنار این مسئله، ساختار جمعیتی استان که عمدتاً پراکنده و روستانشین است، بهجای تبدیل شدن به یک مزیت، به دلیل ضعف اقتصاد روستایی، به عاملی برای کاهش گردش پول تبدیل شده است. مهاجرت روستا به شهر، فقط به معنای خالی شدن خانهها نیست؛ زمینهای رهاشده، فرسایش خاک، تخریب منابع طبیعی، افزایش هزینههای شهری و در نهایت، تضعیف امنیت اقتصادی و اجتماعی استان، پیامدهای مستقیم این روند است.
تجربه نشان داده نسخه توسعه مبتنی بر گسترش شهرها، برای استانی مانند خراسان جنوبی کارآمد نیست. این مسیر نهتنها مشکل بیکاری و فقر را حل نمیکند، بلکه آن را از روستا به شهر منتقل و متمرکز میکند. بنابراین، اگر بخواهیم واقعبین باشیم، راهبرد توسعه این استان از دل «روستا» میگذرد.
اقتصاد روستامحور به معنای بازگشت به کشاورزی سنتی پرمصرف نیست؛ بلکه به معنای طراحی یک مدل اقتصادی سازگار با اقلیم خشک، محدودیت منابع آبی و ظرفیتهای اجتماعی منطقه است. کشاورزی کمآببر، دامداری صنعتی و نیمهصنعتی متناسب با اقلیم، صنایع تبدیلی در خود روستا، بستهبندی و برندسازی محصولات و ایجاد مشاغل مکمل غیرکشاورزی، اجزای یک زنجیره بههمپیوستهاند که میتوانند اقتصاد روستا را زنده نگه دارند.
در این میان، یکی از ظرفیتهای مغفولمانده، نهادهای اجتماعی بومی است. مساجد، دهیاریها، شوراهای روستا و معتمدین محلی، فقط کارکرد فرهنگی ندارند؛ آنها شبکهای از اعتماد اجتماعی و نفوذ محلی هستند. در بسیاری از روستاها، مسجد تنها نهاد فعال و مورد اعتماد مردم است.
اگر این ظرفیت بهدرستی بهکار گرفته شود، میتواند در اطلاعرسانی فرصتهای اقتصادی، آموزش شیوههای نوین تولید، سازماندهی تولیدکنندگان خرد و شکلگیری تعاونیهای واقعی، نقشی کلیدی ایفا کند. دهیاریها نیز میتوانند از یک نهاد صرفاً اداری، به «دفتر توسعه اقتصادی روستا» تبدیل شوند.
یکی از ریشههای اصلی فقر روستایی، سلطه دلالان است؛ پدیدهای که زمانی شکل میگیرد که تولیدکننده خرد، دسترسی مستقیم به بازار، اطلاعات قیمت و امکان فرآوری یا نگهداری محصول را ندارد. راهحل، حذف شعاری دلال نیست، بلکه کوتاه کردن زنجیره عرضه است؛ از طریق ایجاد مراکز جمعآوری و فرآوری در روستا، فروش تجمیعی، قراردادهای مستقیم با بازار مصرف و استفاده هوشمندانه از ظرفیت مرز افغانستان است.
هممرزی خراسان جنوبی با افغانستان، یک مزیت راهبردی مغفول است. این مرز میتواند بستر کشت فراسرزمینی، صادرات محصولات کشاورزی، ایجاد واحدهای فرآوری مشترک و توسعه تجارت محلی باشد؛ به شرط آنکه محور این فعالیتها، روستا باشد نه فقط شهرهای مرزی. در نهایت، مهاجرت معکوس زمانی اتفاق میافتد که روستا فقط محل سکونت نباشد، بلکه محل درآمد، آینده و کرامت اقتصادی باشد. جوان روستایی زمانی میماند یا بازمیگردد که بداند میتواند در زادگاهش کار کند و آیندهاش قابل پیشبینی باشد.
اقتصاد مبتنی بر روستا اگر علمی، مرحلهبندیشده و متکی بر ظرفیتهای بومی اجرا شود، میتواند اشتغال پایدار ایجاد کند، محیطزیست را حفظ کند، فشار بر شهرها را کاهش دهد و امنیت اقتصادی و اجتماعی خراسان جنوبی را تضمین نماید. هر برنامه توسعهای که این واقعیت را نادیده بگیرد، در بهترین حالت مُسکن موقت و در بدترین حالت، اتلاف منابع است.
نسرین کاری- خبرنگار و فعال رسانه
انتهای پیام/257
منبع: خبرگزاری تسنیم
بدون دیدگاه