از دوران روم باستان تا جنگهای جهانی قرن بیستم، طلا همواره وسیله نجات در بحرانها بوده است
به گزارش نمابان، میگویند وقتی قیمت طلا روی تابلوهایی جهانی ناگهان اوج میگیرد، باید گوشها تیز شود؛ چراکه شاید جایی در جهان شعله جنگی روشن شده یا سایه بیثباتی سنگینتر شده باشد. تصور کنید نخستین روزهای همهگیری کروناست: خیابانها خلوت، مرزها بسته، بورسها آشفته است.
همان هفتهای که صندوقهای سرمایهگذاری و معاملهگران سهامهای خود را با قیمتهای پایینتر میفروشند اما قیمت طلا بالا میرود؛ نه به آرامی، بلکه جهشی. چهار سال بعد، با شعلهور شدن تنشهای ژئوپولیتیک از اوکراین تا خاورمیانه، همین تصویر تکرار میشود؛ گویی هر بار که اعتماد جمعی ترک برمیدارد، یک دارایی قدیمی، طلا، به پناهگاهی مدرن تبدیل میشود.
از دوران روم باستان تا جنگهای جهانی قرن بیستم، طلا همواره وسیله نجات در بحرانها بوده است.در زمان جنگهای ناپلئونی، با وجود کمبود غذا و بیثباتی ارزی، طلا ارزش خود را بهتر از هر کالای دیگر حفظ کرد. در جنگ جهانی اول و دوم، دولتها حتی ذخایر طلای خود را جابهجا کردند. لهستان و فرانسه طلاهایشان را به کانادا و آمریکا منتقل کردند تا پشتوانه مالیشان از بین نرود. در بحران مالی ۱۹۷۰ یا رکود بزرگ ۲۰۰۸ نیز، طلا به سرعت به عنوان پناهگاه اعتماد عمومی عمل کرد. چرا؟
در اقتصاد، طلا را «دارایی امن» مینامند؛ چیزی که نه با امضا و وعده که با کمیابیِ فیزیکیاش تضمین میشود. برخلاف پولهای ملی که میتوان آنها را با یک تصمیم سیاستی چاپ کرد، استخراج طلا پرهزینه و کند است. در زمانههای عادی، سرمایه به سمت سهام و پروژههای پرریسکتر میرود؛ اما هنگام جنگ، همهگیری یا بیثباتیهای مالی، ریسکِ آینده نامعلوم بازدهیهای بالاتر را بیاعتبار میکند و تقاضا سوی طلا میچرخد. این جابهجایی بهتنهایی میتواند قیمتها را افزایش دهد.
چهارم اوت ۲۰۲۰، طلا برای نخستین بار در تاریخ از مرز ۲هزار دلار در هر اونس گذشت؛ جهشی که با نرخهای بهره نزدیک به صفر، سیل محرکهای مالی و هراسِ ناشی از کووید-۱۹ تغذیه میشد. همان زمان جریان ورود سرمایه به صندوقهای قابل معامله مبتنی بر طلا (ETFها) به اوج تاریخی رسید و انتظارات تورمی نیز سوخت لازم را فراهم کرد.
این ترکیبِ کمیاب از «پول ارزان به علاوه عدمقطعیت جهانی» نقش نخست را به طلا سپرد. اما یک عامل ساختاری دیگر نیز پشت صحنه بود. طی ۲۰۲۰، ورود تاریخی سرمایه به صندوقهای طلا، کفِ تقاضا را محکم کرد و نشان داد که «پناهجوییِ طلایی» فقط داستان سکه و النگو نیست، بلکه داستان پرتفویها و صندوقها هم هست.
با حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، طلا دوباره به مدارِ صعودی برگشت. در ۷ تا ۱۰ مارس، قیمت نقدی طلا بار دیگر به حوالی اوجهای تاریخی نزدیک شد و برای ساعاتی مرز ۲هزار دلار را لمس و گاه از آن عبور کرد. این جهش، از یک طرف «پرواز به پناهگاه» بود و از طرف دیگر بازتابِ نگرانی از تورم انرژی و کندی رشد جهانی؛
همان ریسکی که بانکهای مرکزی را در دوگانۀ «مهار تورم یا حمایت از رشد» معلق نگه داشت. در برخی معاملاتِ آن روزها، قیمتهای آتی حتی تا نزدیکی ۲۰۷۰ دلار هم گزارش شد؛ نشانهای از اینکه شوک ژئوپولیتیک، حافظه جمعی بازار را سریعا به الگوی «طلا بیمه سرمایه است» برمیگرداند، حتی اگر بعدا با خبرهای صلح یا دادههای بهتر عقبنشینیهایی رخ دهد.
ژوئن ۲۰۲۵، تنش میان اسرائیل و ایران برای نخستینبار به رویارویی مستقیم و چندمرحلهای بدل شد؛ جنگی که 12 روز طول کشید و با آتشبس پایان یافت. در طول این دوره، بازارهای جهانی بار دیگر به الگوی شناختهشده بازگشتند: نفت قیمتی صعودی پیدا کرد، سهام نوسانی شد و قیمت طلا بهعنوان سپر ریسک بالا رفت. دادههای روزانه نشان میدهد طلا در حوالی میانه ژوئن به سمت اوجهای دوماهه حرکت کرد و با فروکشِ تنش و اعلان آتشبس، بخشی از این افزایش قیمت را پس داد؛ دقیقا همان رفتار کلاسیک یک دارایی امن.
نکته مهم اینجاست که سال ۲۰۲۵، صرفا سال «خبر بد» نبود؛ بلکه سال اوجهای تاریخی طلا هم بود. در آوریل، قیمت لحظهای از ۳/۴۰۰ و حتی ۳/۵۰۰ دلار گذشت؛ رکوردهایی که هم حاصل تنشهای تجاری و ژئوپولیتیک بود و هم نتیجه عواملی ساختاریتر که در ادامه میآید.
در پسزمینه همه این رخدادهای پرسر و صدا، یک روند کمهیاهو اما تعیینکننده جریان داشت. خریدِ پیوسته طلا توسط بانکهای مرکزی. بانکهای مرکزی در سال ۲۰۲۴ برای سومین سال متوالی بیش از هزار تُن طلا به ذخایر خود افزودند؛ اقدامی که کفِ تقاضا را بالا آورد و حساسیت بازار را نسبت به شوکهای خبری تشدید کرد. به بیان ساده، وقتی «خریدارِ ثابت و بزرگ» در بازار حاضر باشد، هر موج خبری، قیمت طلا را افزایش میدهد.
راز این پیشتازی در ترکیب سه عامل نهفته است. نخست، واکنش رفتاری بازار که به محض رسیدن خبرهای منفی، سرمایهگذاران را به سمت داراییهای امن میراند. دوم، شرایط مالی آسانتر در دوران بحران – بهویژه نرخهای بهره پایین یا منفی- که هزینه نگهداری طلای بیبازده را کاهش داده و بر جذابیت آن میافزاید و سوم، اثر مستقیم جنگها و تنشها بر تورم اقلام وارداتی، بهویژه در انرژی و غذا که بازار را به سمت داراییهای ضدتورمی همچون طلا سوق میدهد. همین سه نیروی همافزا هستند که موجب میشوند طلا در بحرانها زودتر و بیشتر از سایر داراییها بدرخشد.
دارایی امن بودن، به معنای صعود بیوقفه نیست. بازار طلا نیز میان «ریسک» و «اخبار آرامشبخش» نوسان دارد.در ژوئن ۲۰۲۵ با اعلام آتشبس میان ایران و اسرائیل، بخشی از رشدهای روزهای قبل تخلیه شد. این نوسانپذیری یادآوری میکند که طلا هم «بازار» است؛ با معاملهگرانی که اخبار را پیشخور میکنند و با هر تغییر روایت، نقد میکنند. اگرچه شوکهای خبری هیجانات را برای خرید بالا میبرد اما موتور محرک روندهای اخیر خرید پایدار بانکهای مرکزی، نگرانی از چندپارهشدن نظم پولی جهان و ترکیبی از جنگ تعرفهایِ آمریکا-چین و تنشهای امنیتی است که طلا را به اوجهای بالای ۳/۴۰۰ و ۳/۵۰۰ دلار برد.
با این حال یک الگو روشن است: هرگاه عدمقطعیت فراگیر میشود، چه از جنس بیماری، چه جنگ، چه سیاستهای نامطمئن، سرمایهگذاران و سیاستگذاران در پی «دارایی امن» میگردند. طلا دقیقا همین را عرضه میکند: کمیابیِ فیزیکی با سابقهای طولانی در نقشِ پول بیطرف.
به همین دلیل است که در اوج کرونا رکورد ۲هزار دلار شکسته شد، در شوک اوکراین دوباره به اوجها نزدیک شد و در سال ۲۰۲۵ با همافزایی ریسکهای ژئوپولیتیک و روندهای ساختاری، به قلههای بالای ۳/۴۰۰ و ۳/۵۰۰ دلار رسید. پس شاید هر بار که نمودار طلا اوج میگیرد، در جایی از جهان نشانهای از جنگ، بیاعتمادی یا بیثباتی در حال شکلگیری است.
بدون دیدگاه